دوست داران واقعی هیچگاه ترک دوست نمیکنند
شاید باور کردن این عشق برایت سخت باشد، باور عشقیکه در دلم مثل آتش شعله ور است و شعله هایش قلب های مان را
میسوزاند. شاید سخت باشد باور کنی که مجنون تو هستم، مجنونی تو که اینک قلبم تنها
برای توست.
برای من لحظه ای تلخیست، آنگاه که تو هنوز به این باور نرسیده ای که یک فرد، یک عاشق، یک دلبند، یک دوست
دار در این دنیا دیوانه وار دوستت دارد.
این منم که دیوانه وار در حسرت روزهای
شیرین در کنار تو بودن را نشسته ام، و تو هنوز لا به لای کتابها به دنبال معنای عشق
میگردی.
بیا تا برایت معنا کنم عشق را که عشق یعنی تو. عشق یعنی تو که
در قلبم غوغا کرده ای. عشق یعنی انتـــــظـــــــــــــــــــــــــــــــــــار، انتظاریکه
برای رسیدن به تو میکشم، تا رویاهای مان تبدیل به حقیقتی شوند که مدتهاست در پی آن
هستیم. شاید باور این حقیقت برایت سخت باشد که مدتها به عشق تو منتظر بمانم و نگاهی
به چشمان معشوق دیگری نکنم، دستان معشوق دیگری را نفشارم، و تنها به عشق لحظه ای رسیدن به تو زندگی کنم.
نه! فکر نمیکنم که باور کنی، آنچه که از نگاه این زمانه ای بی وفا پیداست تنها به این می اندیشی که مرا
از دست بدهی.
نه! عزیزم، من تنها برای تو هستم، به عشق تو میمانم و به امیدت
زنده ام. شاید باور این عشق برایت سخت باشد. اما یک روز به هم میرسیم که من بدین
امید نفس هایم عمیقتر شده اند.
بیا و به چشمم قدم گذار که این همه در انتظار توست
چه خوب و چه خوبی چه نازنین، تو خوبترینی تو
بهترین
چه بختی بلندیست یار او کسی که شبی در کنار توست
نظر نه به سود و زیان کنم هرآنچه بگویی همان کنم
بگو که بمان
یا بگو بمیر اراده من اختیار توست
بگوشهء چشمی
نگاه کن ببین چه به پایت فگنده ام
مگر به نظر
کیمیا شود دلی که چنین خاکسار توست
خموشی شب های
سرد من چرا نشود پر ز شور عشق
که لغزش آن
دست های گرم به سینهء من یادگار توست
ز میوهء ممنوع
حیف و حیف که ماند و به غفلت تباه شد
وگرنه ترا
میفریفتم که سابقهء ای در تبار توست
چنین که ملنگم
چنین که مست که برده حواس مرا ز دست
بدین همه جلبی
و چابکی غلط نکنم کار کار توست
به دار و
ندارم نگاه کن که هیچ به جز عاشقی نماند
تمام وجودم
همین دل است تمام دلم بی قرار توست
تمام دلم دوست داردت تمام تنم خواستار توست
www.jahedz.blogspot.com








