Only You

بهمن ۰۲، ۱۳۹۱

دوست داران واقعی هیچگاه ترک دوست نمیکنند
شاید باور کردن این عشق برایت سخت باشد، باور عشقیکه در دلم مثل آتش شعله ور است و شعله هایش قلب های مان را میسوزاند. شاید سخت باشد باور کنی که مجنون تو هستم، مجنونی تو که اینک قلبم تنها برای توست.
برای من لحظه ای تلخیست، آنگاه که تو هنوز به این باور نرسیده ای که یک فرد، یک عاشق، یک دلبند، یک دوست دار در این دنیا دیوانه وار دوستت دارد.
این منم که دیوانه وار در حسرت روزهای شیرین در کنار تو بودن را نشسته ام، و تو هنوز لا به لای کتابها به دنبال معنای عشق میگردی.
بیا تا برایت معنا کنم عشق را که عشق یعنی تو. عشق یعنی تو که در قلبم غوغا کرده ای. عشق یعنی انتـــــظـــــــــــــــــــــــــــــــــــار، انتظاریکه برای رسیدن به تو میکشم، تا رویاهای مان تبدیل به حقیقتی شوند که مدتهاست در پی آن هستیم. شاید باور این حقیقت برایت سخت باشد که مدتها به عشق تو منتظر بمانم و نگاهی به چشمان معشوق دیگری نکنم، دستان معشوق دیگری را نفشارم، و تنها به عشق لحظه ای رسیدن به تو زندگی کنم.

نه! فکر نمیکنم که باور کنی، آنچه که از نگاه این زمانه ای بی وفا پیداست تنها به این می اندیشی که مرا از دست بدهی.
نه! عزیزم، من تنها برای تو هستم، به عشق تو میمانم و به امیدت زنده ام. شاید باور این عشق برایت سخت باشد. اما یک روز به هم میرسیم که من بدین امید نفس هایم عمیقتر شده اند.

بیا و به چشمم قدم گذار که این همه در انتظار توست
چه خوب و چه خوبی چه نازنین، تو خوبترینی تو بهترین
چه بختی بلندیست یار او کسی که شبی در کنار توست
نظر نه به سود و زیان کنم هرآنچه بگویی همان کنم
بگو که بمان یا بگو بمیر اراده من اختیار توست
بگوشهء چشمی نگاه کن ببین چه به پایت فگنده ام
مگر به نظر کیمیا شود دلی که چنین خاکسار توست
خموشی شب های سرد من چرا نشود پر ز شور عشق
که لغزش آن دست های گرم به سینهء من یادگار توست
ز میوهء ممنوع حیف و حیف که ماند و به غفلت تباه شد
وگرنه ترا میفریفتم که سابقهء ای در تبار توست
چنین که ملنگم چنین که مست که برده حواس مرا ز دست
بدین همه جلبی و چابکی غلط نکنم کار کار توست
به دار و ندارم نگاه کن که هیچ به جز عاشقی نماند
تمام وجودم همین دل است تمام دلم بی قرار توست

تمام دلم دوست داردت تمام تنم خواستار توست

www.jahedz.blogspot.com

دی ۲۸، ۱۳۹۱

معجزه آفرینش زن
شش روز از طراحی خلق کردن زن میگذشت و خداوند هنوز مشغولش بود که فرشتهای آمد واز خداوند پرسید: "چرا این همه وقت خود را صرف این یکی می‌فرمایید؟"

خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیده‌ای‌؟
باید دو صد قطعه ای خارق العاده داشته باشد، که تماما قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن چای تلخ و بدون شکر و با خوردن غذای شب مانده کار کند.
دامنی داشته باشد که همزمان دو طفل را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شود ناپدید شود.
بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
فرشته سعی کرد تا جلو خدا را بگیرد که "این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است باشد فردا تکمیلش بفرمایید.
خداوند جواب داد: "نمی شود! چیزی نمانده تا کار خلق شدن این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنماز این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک طفل پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد و گفت: "اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی".
خداوند گفت:"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام که حتی تصورش را نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد".
فرشته پرسید: "فکر هم می‌تواند بکند؟"
خداوند پاسخ داد: "نتنها فکر می‌کند، بلکه قوه ای استدلال و مذاکره هم دارد".
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد و پرسید: " این اشکی که میریزد برای چیست؟"
خداوند گفت: "اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش".
فرشته متاثر شد: "شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند".
زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند. همواره فرزندان شان را به دندان می‌کشند. سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند. بار زندگی را به دوش می‌کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند. وقتی خوشحال هستند گریه می‌کنند. و برای آنچه باور دارند می‌جنگند. به مقابل بی‌عدالتی می‌ایستند. وقتی مطمئن‌ هستند که راه حلی دیگری وجود دارد، حرف "نه" را نمی‌پذیرند.
بدون قید و شرط دوست می‌دارند. وقتی اطفال شان به موفقیتی دست میابند گریه می‌کنند. وقتی می‌بینند همه از پا افتاده‌اند، قوی و پابرجا می‌مانند. 
زنها قادر اند برانند، بپرند، راه بروند، بدوند  و متوانند نشان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد. زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که به آغوش کشیدن و بوسیدن می‌تواند هر دل شکسته‌ای را التیام بخشد.
کاری زن‌ها بیشتر از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر جدید می‌بخشند.
زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد"!
فرشته پرسید: "چه عیبی؟"
خداوند گفت: "قدر خودش را نمی داند."