عیدت مبارک
سلام به دوستان نازنین بخصوص خودت ای بهترین.
اين پیام یک تقدير وتشكر از همة آنهای كه همیشه به بلاگم سری میزنند و جمله از این بلاگ میخوانند. دوستانی که برایم از عسل شیرینتر اند در مورد نوشته هاي من برداشت عجیب نداشته باشید.
نوشته ها واحساسات من هيچ نشانة از نفرت نيست ومن از اينكه مسافر آشنای را دوست داشتم، دارم وخواهم داشت. اصلاً ناراحت نيستم و فقط دور بودنش برایم گران است كه تمام اميد هایم به مدد حضرت حق هست تا آن نازنین را ببینم.
دوستانیکه که ضمن یاد آوری و تبریکی فرا رسیدن و آمد آمد عید سعید اضحی مرا به ياد آن روز های با هم بودن انداخت.
میخواهم آخرين وخاصترين تشكر از عزيزترين وقديمي ترين و اولین خوانندة احساسات آبي من در شاهپرهای شکسته آبی كه هنوزهم مايل است تا بلاگ مرا بخواند.
ای دوست مسافر آشنا، دختر همسایه پری نازنین!. شايد اگر رهنمايي ها وحرفهاي تو نمیبوند من ايني كه هستم نمیبودم. ممنون تو ای دوست. این پری من.
يادگار از تو همين سوخته جانيست مرا
به تماشاي تن سوخته ام آمده ای ؟
مرگ من باد كه اين گونه توانيست مرا
نه زخون گريه آن زخم، گزيريست تو را
نه از اين گريه بكريز، امانيست مرا
باورم نيست، نگاه تو و اين خاموشي؟
باز برگردش چشم تو گمانيست مرا
چه زنم لاف و رفاقت؟ چون غم توست
نه از آن گرم دلي هيچ نشانيست ترا
گو بسوزد تن خشك مرا غم، كه به كف
برگ و باري نبود دير زمانيست مرا
عرق شرم دلم بود كه از چشمم ريخت!
ورنه به یاد تو همين سوخته جانيست مرا
به تماشاي تن سوخته ام آمده ای؟
مرگ من باد گر تواني است مرا
نه زخون گريه آن زخم، گزيريست تو را
نه از اين گريه يكريز ، اماني است مرا
باورم نيست ، نگاه تو و اين خاموشي؟
عیدت مبارک پری نازنینم











