Only You

فروردین ۰۳، ۱۳۸۸

یاد باد آن مه رو


نبودنت را دوست دارم اما نه به اندازه ي بودنت، زندگيم به بودنت بسته هست جان من بر گرد زندگيم با تو معني مي شه نگذار لذت بودنت يادم رود. گفته بودي تنهام نميگذاري اما ...
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.


ياد باد آن که نهانت نظري با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پيدا بود
ياد باد آن که چو چشمت به عتابم مي‌کشت معجز عيسويت در لب شکرخا بود
ياد باد آن که صبوحي زده در مجلس انس جز من و يار نبوديم و خدا با ما بود
ياد باد آن که رخت شمع طرب مي‌افروخت وين دل سوخته پروانه ناپروا بود
ياد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب آن که او خنده مستانه زدي صهبا بود
ياد باد آن که چو ياقوت قدح خنده زدي در ميان من و لعل تو حکايت‌ها بود
ياد باد آن که نگارم چو کمر بربستي در رکابش مه نو پيک جهان پيما بود
ياد باد آن که خرابات نشين بودم و مست وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
گر دست رسد در سر زلفين تو بازم چون گوي چه سرها که به چوگان تو بازم
زلف تو مرا عمر دراز است ولي نيست در دست سر مويي از آن عمر درازم
پروانه راحت بده اي شمع که امشب از آتش دل پيش تو چون شمع گدازم
آن دم که به يک خنده دهم جان چو صراحي مستان تو خواهم که گزارند نمازم
چون نيست نماز من آلوده نمازي در ميکده زان کم نشود سوز و گدازم
در مسجد و ميخانه خيالت اگر آيد محراب و کمانچه ز دو ابروي تو سازم
گر خلوت ما را شبي از رخ بفروزي چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم
گر ذبح بود عاقبت کار در اين راه گر سر برود در سر سوداي تو بازم

جاهد غم دل با که بگويم که در اين دور جز جام می نشايد که بود محرم رازم


اسفند ۱۹، ۱۳۸۷

هله نوروز آمد هله نوروز آمد




نوروز

هله نوروز آمد هله نوروز آمد

جشن جمشیدی ما شاد وگل افروز آمد

در روز نو زمین و زمان می خندد

گل گل همگی دهان دهان میخندد

یک لحظه اگر به خنده لب باز کنی

همراه تو نبض آسمان میخندد

جشن سمنک شیره مهر آیین است

در سفره تان سعادت هفت سین است

کنگینه دل را به من تشنه بیار

انگور محبت چقدر شیرین است

آیینه و شمع و شربت نوروزی

دیدار و گل افشانی و کالا دوزی

گر چشمه چشم تشنه من نشوی

در آتش آه عاشقت مسوزی


"هارون راعون"

خراش های عشق





سال نو مبارک !!!

سلام ای سال نو, ای وامدار لحظه های روشن فردا
خداحافظ تو را, ای کهنه سال, ای خاطرات شاد و زیبا و نا زیبا

سلام ای سبزه و آب زلال و سایه های بید
هلا ای آفتاب پاک و پر امید

خداحافظ تو را یلدا و شب های زمستانی
سلامم , بر تو ای سالی که می آیی
طراوت پیشه ی پاک اهورایی, بهار سبز رویایی

درودم بر تو ای فصل شگفتن
آشنای با طراوت , مهربان میلاد باریدن
خداوندا, بگردان چون بهاران
حال مرا, سوی آن حالی که می دانی

به جان سرو زیبا, سبز خواهم شد
بسان قاصدک ها, من رها از غصه خواهم شد

سلام ای کوچه های شسته از باران
کنون ای مهربانان, یاد یاران , یاد یاران

خدایا , کاسه ی تقدیر آوردم
و نجوا گونه , قاشق می زنم تا صبح
عطا کن قسمت من را تو بهروزی
به قدر ظرف من نه
قدر مهر چون تو معبودی

کریما, روزی ام را عاشقی فرما
خدایا , قطره اشکی عطایم کن
ببارم گاه گاهی, رو به درگاهی

خدایا سال ها و لحظه های رفته ام , رفتند
مرا اینک , تو سال و لحظه های با سعادت , هدیه ام فرما

به من آرامشی, مهری, عنایت کن
یقینی مرحمت فرما

بفهمم تا خدا, یک, یا خدا باقیست
و روحی , تا به پرواز آورد, این جسم خاکی را

خدایا باور افسردگان را , چون بهاران , زندگانی ده
و روح خستگان را هم , خروشی جاودانی ده

هر آن کس را که با هجر عزیزی امتحان کردی
به یاد خاطراتش , عاشقانه زندگی کردن , تلافی کن
بکوبان با سر انگشتان مهری , کوبه ی در های غربت را
بسوزان ریشه های سرد نفرت را

حبیبا , سال نو را , سال نور و عاشقی فرما

بدانم خنده در آیینه, بس زیباست
بفهمم بغض در آدینه, دست ماست
بخوانم با قناری ها, خدا اینجاست
بجویم من خدایم, چون که حق زیباست

عزیزا هفت سین عیدمان را
سایه سار سبز سیمای سحرخیزان سرو اندیش ساعی, مرحمت فرما

به خوشبختی, نشان کوچه ی بن بست ما را ده
نشان مردم این شهر را, یاد بهار آور

خدایا, در طلوع سال نو
آغاز راه سبز فردا ها
تو قلب هر مسافر را , به نور معرفت
آگه به رمز و راز زیبای سفر فرما

بفهمان زندگی بی عشق , نا زیباست
که قدر لحظه ها در لحظه , نا پیداست

پنج دعای برتر لحظات تحویل سال از طرف من برای تو!


پنج دعای برتر لحظات تحویل سال از طرف من برای تو!

- اول دعا شکرانه برای ظهور تو مه روی بی مثال.

- دوم آرامی برای تمام ملت بی ضرر و بی ملال.

- سوم رسیدن من و تو به قله های کمال و سعادت.

- چهارم تمام جیب های مسلمانان پر از پول و مال، اما حلال . . .

- پنجم رسیدن من و تو به هم.

خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بدهد که در پایان سال از گذشته خود افسوس نخورند . . .


آی کاش


آی کاش

ای کاش لبخند هایت اینقدر زیبا نمیبود که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یه لحظه از لبخند های عاشقانه ات را داشته باشم!
اجازه میدهی تصور كنم
که آخرش مال منی؟ تصور كنم دل مرا با رفتنت نمی شكنی، اجازه میدهی تصور كنم باز می آیی تا من ببینمت با آن چشمان مهر با آن دوباره چشمك میزنی طپش طپش باچشمكت غزل بگویم برای تو بااتكا به عشق تو در زندگی قدم بگذارم به پیش.

نه ترا طاقت غربت نه مرا خاطر دوری
دل نهادم به صبوری كه جز این چاره ندارم

اگر گلی را در دست بگیری و با دقت به آن نگاه کنی، دنیا در این لحظه از آن تو است

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیبا ست

حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست

من تشنة یک لحظه تماشای تو هستم

افسوس که یک لحظه تماشای تو رویا ست

عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت

همزبانی از غم تو خوب تر نداشت

این درد جانگداز زمن روی برنتافت

وین رنج دلنوا زمن دست برنداشت

تنها و نامراد در این سال های سخت

من بودم و نوای دل بینوای من

دردا كه بعد از آن همه امید و اشتیاق

دیر آشنا دل تو نشد آشنای من

روزی از روزها ، شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد اما می خواهم هر چه پیشتر بروم تا هرچه دورتر بیفتم تا هرچه دیرتر بیفتم ، هر چه دیرتر و دورتر بمیرم ، نمی خواهم حتی یگ گام یا یك لحظه پیش از آنكه می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم :-؟

تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

زندگی به من آموخت چگونه گریه کنم ولی گریه نیاموخت چگونه زندگی کنم، تو به من آموختی تا دوستت بدارم اما نیاموختی چگونه فراموشت کنم.

چرا؟؟؟؟؟؟


چرا؟

اگر همة آن چیز های که در سرم هست بگویم 100000 کتاب خواهد شد، اما اگر آن چیزی که در دلم هست بگویم 2 کلمه هست فقط "دوستت دارم" .

آیا میدانی که 1000 مرتبه 900 جمله عاشقانه را روز 800 جای مختلف به 700 زبان و پیش 600 نفر فریاد کردم، 500 آن را در 400 جمله گنجانیدم و به 300 زبان در 200 ورق ترجمه کردم و 100 تای آن را در 90 روز 80 مرتبه برا تو خواندم و 70 آن را آموختم و بیش از 60 تای آنرا تجربه کردم و 50 غروب را از 40 سمت به نظاره نشستم، در ماه 30 روز بیشتر از 20 روز 10 بار از تو 9 سوال کردم ولی 8 سوال من را 7 مرتبه در 6 روز جواب دادی، با 5 واسطه 4 دفعه تو را در 3 جاه دعوت کردم 2 ساعت خواهش کردم. اما اما اما اما یکبار نگفتی: "دوستت دارم"

چرا؟